این وبلاگ اماده تبادل لینک با دیگر دوستان میباشد 

شب نشستم به در خانه ولی خانه نبود

هرچه از عشق شنیدم به جز افسانه نبود

دل به کام غم و انده جهان ویران شد

هر چه میدید به جز دام غم و دانه نبود

به در میکده رفتم بشنیدم فریاد

نعره ای بود ولی نعره مستانه نبود

جلوه ها بر در و دیوار بدیدم هیهات

     هیچ یک بر دل ما جلوه جانانه نبود     
دسته ها : عشق
سه شنبه بیست و ششم 6 1387

مجنون را به محکمه عدل بردند و گفتند:توبه کن

گقت:خدایا عاشقم  ** عاشق ترم کن

تو بارون که رفتی شبم زیر و رو شدیه بغض شکسته رفیق گلوم شدتو بارون که رفتی دل باغچه پژمردتمام وجودم توی اینه خط خوردهنوز وقتی بارون تو کوچه می بارهدلم غصه داره دلم بی قرارهنه شب عاشقانه است نه رویا قشنگهدلم بی تو خونه دلم بی تو تنگهیه شب زیر بازون که چشمم به راههمی بینم که کوچه پر نور ماههتو ماهه منی که تو بارون رسیدی

امید منی تو شب نا امیدی

عشق چیست؟

عشق یعنی یک سلام و یک درود

 عشق یعنی درد و محنت در درون

 عشق یعنی یک تبلور یک سرود

 عشق یعنی قطره و دریا شدن

 عشق یعنی یک شقایق غرق خون

 عشق یعنی زاهد اما بت پرست

 عشق یعنی همچو من شیدا شدن

 عشق یعنی همچو یوسف قعر چاه

دسته ها : عشق
شنبه بیست و سوم 6 1387
X